تبليغاتX
سکوت تنها....

سکوت تنها....

بخدا اشکی نمونده...

                                                       بخدا اشکی نمونده...

                دلم انگاری غروبه....

                               همه زندگیم خزونه....

                                      دله دیونه منو کسی نمی تونه ببینه که شده در به درو...

                                      دله دیونه منو کسی نمی تونه ببینه زده به سیم اخرو....

                    از تو گذشتم چون نمی تونم ببینم اشک تو...

                    از تو گذشتم چون نمی تونم بمونم پیشه تو....

                    از تو گذشتم چون نمی خواستم باشم مدیون تو...

                    از تو گذشتم چون نمی تونم بمونم پای تو...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 23:14  توسط  پرستو & كلاغ  | 

هنوزم باهاتم

سلام.

بازم امشب تنهام.

رفته بودم روی بوم خونمون به اسمون نگاه میکردم

ولی اسمون امشب با شب های دیگه فرق میکرد. توش ستاره نبود.مثل اسمون دل من که توش هیچ ستاره ای نبود. تاریک.

اما ماه یک جای دور داشت سو سو میزد. یکم بهش نگاه کردم. اونم داشت بهم نگاه میکرد.

بهش گفتم توکه اون بالایی

چی میبینی؟؟؟؟

ها؟؟؟؟

ماه جون تورو خدا ببین عشق من کجاست؟

ببین داره چی کار میکنه؟؟

ماه جو تو رو خدا بهم نشونش بده.

ماه جون

ماه جون.چرا جواب نمی دی. نکنه منو فراموش کرده.

نکنه یاد منو به باد داده باشه.

ماه جون اگه دیدیش بهش بگو من هنوز عاشقشم

هنوزم با تمام وجودم دوسش دارم

با تمام نفس هام

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 0:20  توسط  پرستو & كلاغ  | 

من

نمی خوام اصلان کنارتون

 

 باشم

 

 

 من خستم ازهمتونم بیزارم

 

 اینو کتبا مینویسم و

 

 شاید دیگه دیدن شما

 

نباشه عادت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 0:10  توسط  پرستو & كلاغ  | 

تو این شام مهتاب کنارم نشستی

کجایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

که تنهامممممممممممممممممممم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 23:28  توسط  پرستو & كلاغ  | 

سلام

سلام به همه

اه... اه...(این نفس عمیق بود)

بعضی وقت ها ادم ها کارایی میکنن که بعدش بهش که فکر میکنن می  فهمند که چی کار کردن.

نمیدونم الان چند وقت می گزره که بیخیال همه شدم.بیخیال خودم.کارام.درسم.زندگیم.دوستام و از همه مهم تر عشقممممممممممممم.

الان ۱ یا ۳ ماه هستش که هیچ کس ازم خبر نداره همین تور من از هیج کس.

گوشیم رو گه به دلالیلی پرتش کردم تو اب.اونجا که بودم هم سیستم نبود که بیام اینت(بهتر که نبود)

به هر حال

بر گشتم خونه ولی همه چیز عوض شده همه چیز .

نمی دونم کسی هنوز منو یادشه یا نه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 0:28  توسط  پرستو & كلاغ  | 

دلم برات تنگ شده...

یه مدته از کلاغ بی خبرم...اگه کسی از شما اونو می شناسه بهش بگید پرستو دلش واست تنگ شده و همیشه به یادته...ازش بابت تمام چیزایی که بهم صادقانه وبدون هیچ چشم داشتی یاد داده تشکر می کنم...هرجا که هستی در پناه خدا شاد و موفق باشی...

دنیا را شاد شاد و شادی را دنیا دنیا برات آرزومندم...

دوستت دارم .تقدیم به بهترینم...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 15:11  توسط  پرستو & كلاغ  | 

کجایی..!

خدایا ...

دوست دارم باهات حرف بزنم .نمی دونم چم شده...دوباره وقتی از همه چیز و همه کس بریدم اومدم سراغت چون توئی که بدون هیچ منتی حرفامو گوش می دی و همیشه کمکم کردی .بازم ازت کمک می خوام ...که بتونم فراموشش کنم.شاید قسمتم نبود...الهی راضیم به رضای خودت چون هیچ وقت بد برای بندت نمی خوای.دوستت دارم خدای من ...

خداجون دوستت دارم..

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 15:1  توسط  پرستو & كلاغ  | 

دوستت داشتم..یادته...!!!

دوستت داشتم یادت هست؟.....گفتم دوستت دارم

و تو

گفتی کوچی برای دوست داشتن .رفتم تا بزرگ

شوم...اما...آنقدر بزرگ شدم که

فدای تو ..دوستت دارم.

یادم رفت دوستت دارم .  

  

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 14:40  توسط  پرستو & كلاغ  | 

تا چه وقت؟؟؟

چرا شبه... شب... ماه... ستاره

پس چرا صبح نمیشه... صبح...خورشید... نور...

چرا این ساعت خوابه... بی حرکت... سکوت... انتظار...

چرا من بیدارم... درد...اشک...خفقان...

چرا تو اینجای... زمان...عشق...سردرگمی...

چرا ما میدویم... زندگی... واقعیت.... اتفاق...

اه...اه... از این روزگار.

پی چی میگردی؟ همونی  که گم کردم و ....

شاید رفته... شاید مرده... شاید هم که همست و نشون نمیده خودشو بهت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 12:13  توسط  پرستو & كلاغ  | 

شاید کسی ...

شاید کسی ... شب هابرای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس می کنه .

شاید کسی ... به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و طپش قلبش مرتب بیشتر میشه .

مطمئن باش یه کسی شبها بخاطر تو توی دریای اشک می خوابه ولی تو اون رو

نمی شناسی ...

                              

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 13:19  توسط  پرستو & كلاغ  |